فهم انسانی از مفهوم سبک زندگی

سبک زندگي مفهومي است که با انتخابي شدن زندگي روزمره معنا مي يابد. برخلاف جوامع سنتي، در جامعه معاصر به واسطه اهميت خود و مسئوليت شخصي و ظهور جامعه  مصرفي در زندگي قدرت انتخاب نيز بيشتر شده است.

Image result for ‫تعریف سبک زندگی‬‎

بنابراين، پديده اجتماعي سبک هاي زندگي از اجزاي سازنده تحولات مدرنيته تلقي مي گردد؛ زيرا سبک هاي زندگي بازنمودي از جستجوي هويت و انتخاب فردي است. به‌علاوه اين موضوع از چنان قابليتي برخوردار است که مي تواند ابعاد مختلف مدرنيته را معرفي نمايد. در دنياي امروز مفهوم سبک زندگي راهي براي تعريف ايستارها، ارزش ها و همچنين نشانگر ثروت و موقعيت اجتماعي افراد است.

مطالعات سبک زندگي از اين جهت اهميت دارد که شيوه هاي ارتباط و پيوند اجتماعي حاصل از فرايندهاي فرهنگي و اقتصادي مدرن را آشکار مي‌سازد.به طورکلي، در بررسي تعاريف موجود درباره  سبک زندگي با دو رويکرد اصلي مواجه مي شويم: گروهي که سبک زندگي را مجموعه  رفتارهاي عملي و آنچه در زندگي اجتماعي افراد به صورت عينيت افته مشاهده مي شود، مي دانند و گروه دوم ارزش ها و نگرش ها را نيز در زمره  سبک زندگي مي دانند. در اين پژوهش تعريف فاضلي (1382، ص57) را مبنا قرار مي دهيم «سبک زندگي مجموعه  رفتاري در حوزه مصرف فرهنگي و مادي زندگي اجتماعي است که در عرصه  عمل محقق شده و قابل مشاهده  است.»در تعريف ياد شده سه نکته قابل توجه است:1. گرچه ارزش ها و نگرش ها در به وجود آمدن سبک زندگي مؤثرند اما جزيي از آن محسوب نمي شوند، بلکه سبک زندگي همان بخش از زندگي است که عملاً تحقق مي يابد. در واقع طيف کامل فعاليت هايي است که افراد در زندگي روزمره انجام مي دهند.يعني اينکه ارزش ها و نگرش هاي مشابه به سبک زندگي يکسان نمي انجامد و داشتن سبک زندگي همسان به معناي ارزش ها و نگرش هاي مشابه نيست.2. همچنين سبک زندگي بايد زائيده  انتخاب گري افراد باشد زيرا سبک زندگي شامل آن دسته رفتارهايي که مردم حق انتخاب جايگزين براي آنها ندارند، نمي شود.3. سبک زندگي نسبت مستقيمي با مصرف دارد زيرا مصرف در خدمت تعريف کردن کيستي کنش گران (پاسخ به سوال من کيستم؟)، بازکردن راهي براي عضويت افراد در گروه هاي اجتماعي، تثبيت مقولات فرهنگي، ايجاد ازخودبيگانگي يا نفي آن، ايجاد يا بازتوليد انواع نابرابري هاي اجتماعي، ايجاد گروه بندي هاي مدرن متمايز از گروه بندي هاي سنتي مبتني بر جنسيت و غيره بازتوليد اقتصادي سرمايه داري است. (فاضلي، 1382، ص57)اينکه مردم چقدر، به چه نحوي و چگونه مصرف مي کنند در شکل دهي سبک زندگي آنها بسيار تعيين کننده است. در تبيين چرايي اين موضوع بايد در نظر داشت که نحوه مصرف تا حد زيادي انتخاب هاي افراد و دلايل آن را آشکار مي سازد. مطالعه کيفيت مصرف، اين امکان را فراهم مي آورد که حتي به ارزش ها و نگرش هاي افراد نيز راه يابيم. به عبارت ديگر مصرف، نمود خارجي نگره هاي دروني است که در شکل دهي به ساير رفتارها تأثير دارد.در اين پژوهش، رابطه سبک زندگي و مصرف زنان مورد تأکيد قرار گرفته است. نقش زنان در مصرف از اين جهت اهميت دارد که زنان با توجه به نقش مادري در خانواده، يکي از اصلي ترين عناصر فرآيند هويت يابي و جامعه پذيري فرزندان و نسل آينده جامعه هستند و بر هويت فردي و سبک زندگي نسل هاي آتي جامعه تأثيرگذارند. در واقع «زن» از اين منظر عنصري «فرهنگ ساز» تلقي مي شود که ارزش ها، اعتقادات و شيوه  هاي رفتار و عناصر ديگر فرهنگي را از نسلي به نسل ديگر منتقل مي کند.همچنين با نگاهي درون فرهنگي اين موضوع قابل توجه است که به سبب احکام خاص عملي که بر رفتار ديني زنان مترتب است، طبيعتاً مصرف در زنان نيز مشمول چارچوب ها و محدوديت هايي مي شود که بي اعتنايي به آنها هويت ديني جامعه را خدشه دار مي‌سازد.بي اعتنايي به ارزش ها و اعتقادات ديني در نوع مصرف، نظم اجتماعي و ارائه الگوي متعالي حيات انساني و نيز با توجه به آميختگي فرهنگ اسلامي و ايراني در هويت بخشي به آحاد جامعه سبب ايجاد گسست نسلي، تناقضات ارزشي و بحران هويتي در اقشار و گروه هاي اجتماعي مختلف به‌ويژه زنان و جوانان خواهد شد. مطالعه سبک زندگي زنان اين ديدگاه را تقويت مي کند که رفتار زنان و نحوه ارتباط رفتارها با يکديگر داراي الگوهاي مشخصي مي باشد. الگوداربودن رفتارها، سبک زندگي را موضوعي قابل تحليل معرفي مي کند.همچنين سبک زندگي، موضوعي قابل پيش بيني است؛ چرا که سبک زندگي از مسيري که جامعه در فرايند حرکت به سوي آينده طي مي کند، متاثر است. اين نکته در خصوص سبک زندگي مادي و فرهنگي توامان صدق مي‌کند. فرآيندهاي جهاني شدن، گسترش ارتباطات رسانه‌اي و کم شدن فاصله مرکز و پيرامون در ابعاد اطلاعاتي همواره سبب تغيير و تنوع سبک‌هاي زندگي در بين اقشار مختلف شده است. در نظر داشتن عوامل ياد شده و داشتن تصويري واقع بينانه از شرايط آينده راهي براي شناخت مسير احتمالي حرکت جامعه يا حداقل شناخت راهي است که مردم پيمودن آن را مطلوب مي‌پندارند.

ارسال دیدگاه